صحابه و اهلبیتعقیده و اندیشهقرآن و حدیث

دلایل عدالت صحابه در قرآن و سنت

دلایل عدالت صحابه در قرآن و سنت

images

* دلایل عدالت صحابه در قرآن کریم

عدالت صحابه رضی الله عنهم اجمعین نزد اهل سنت از مسایل قطعی عقیدتی است و به جرأت می‌توان گفت که این موضوع در دین، به طور ضروری معلوم و مشخص است و برای این ادعا، دلایل بسیاری از قرآن و سنت وجود دارد که آن را ثابت می‌کند:

آیه‌‌ نخست:

﴿لَّقَدۡ رَضِیَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ إِذۡ یُبَایِعُونَکَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَهَ عَلَیۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِیبٗا ١٨﴾ [الفتح: ۱۸].
«خداوند از مؤمنان راضی گردید آن هنگام که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دل‌هایشان نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دل‌هایشان داد و پیروزی نزدیک را پاداش آنها قرار داد».

جابر بن عبداللهب گفت:
«ما هزار و چهارصد نفر بودیم» این آیه به طور آشکار و روشن دلالت می‌کند بر این که خداوند آنان را تزکیه نموده است، تزکیه‌ای که به جز خداوند کسی نمی‌تواند بر آن آگاه باشد، زیرا این تزکیه، تزکیه‌ باطن و درون است و پاکسازیِ آنچه در دل‌هایشان نهفته است. به همین خاطر خداوند از آنان راضی شد، و کسی که خداوند از او راضی شود غیر ممکن است که بر کفر بمیرد، چون در این جا ملاک رضایت خدا، ب

ر وفات است، زیرا رضایت خدا در مورد کسانی است که می‌داند مسلمان خواهند مرد( ).

آنچه که این دیدگاه را ثابت می‌کند روایتی است که مسلم در صحیح خود آورده که پیامبر ج فرمودند:
«لاَ یَدْخُلُ النَّارَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ أَصْحَابِ الشَّجَرَهِ أَحَدٌ. الَّذِینَ بَایَعُوا تَحْتَهَا». «اگر خداوند بخواهد هیچ فردى از اصحاب شجره که با رسول الله ج بیعت کردند به دوزخ داخل نخواهد شد».

ابن تیمیه / گفته است:
«رضا از صفات قدیم خداوند می‌باشد و تنها از بندگانی اعلام رضایت می‌کند که می‌داند موجبات رضای خدا را فراهم می‌کنند، و خداوند از هر کسی راضی شود، هیچ وقت بر او خشم نمی‌گیرد و رضایت خود را از هر کس اعلام کرده باشد، به طور یقین آن شخص بهشتی است. اگر اعلام رضایت خدا بعد از ایمان شخص باشد، این به خاطر مدح و ستایش اوست و اگر خداوند بداند که بعد از کارهای نیک، فرد دچار کارهای ناشایست می‌شود جزء آنان به حساب نمی‌آید»

ابن حزم / می‌گوید:
«آنجا که خداوند فرموده: ﴿فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَهَ عَلَیۡهِمۡ﴾ [الفتح: ١٨] «آنچه در دل هایشان هست می‌داند و از آنان راضی گشته است و آرامش خویش را بر آنان وارد فرموده است». برای هیچ کس درست نیست که درباره آن تردید نماید و یا شکی به دل راه دهد»( ).

آیه‌ دوم:
﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِینَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَیۡنَهُمۡۖ تَرَىٰهُمۡ رُکَّعٗا سُجَّدٗا یَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗاۖ سِیمَاهُمۡ فِی وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمۡ فِی ٱلتَّوۡرَىٰهِۚ وَمَثَلُهُمۡ فِی ٱلۡإِنجِیلِ کَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡ‍َٔهُۥ فَ‍َٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ یُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ ٱلۡکُفَّارَۗ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَهٗ وَأَجۡرًا عَظِیمَۢا ٢٩﴾ [الفتح: ۲۹].
«محمد ( ج) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و درمیان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند. نشانه‌ آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است، این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است. همانند زراعتى هستند که جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و به قدرى نمو و رشد کرده که کشاورزان را به شگفتى وامى‏دارد. این براى آن است که کافران را به خشم آورند [ولى] کسانى از آنها که ایمان آورده و کارهاى شایسته‏ انجام داده‏اند، خداوند به آنها وعده‌ آمرزش و اجر عظیمى داده‌است».

امام مالک / می‌گوید:
«شنیدم که مسیحیان در هنگام فتح شام، وقتی که اصحاب را دیدند گفتند: «به خدا قسم اینها از حواریون مسیح بهترند». واقعاً راست گفته‌اند؛ زیرا این امت، در کتاب‌های آسمانی قدیم بسیار بزرگ هستند، و بزرگ‌ترین آنها، اصحاب رسول‌الله ج هستند و خداوند با ذکر آنان در کتاب‌های پیشین و اخبار متداول، نام آنان را بزرگ نگاه داشته است، و به همین خاطر خداوند فرمود: ﴿ذَٰلِکَ مَثَلُهُمۡ فِی ٱلتَّوۡرَىٰهِ﴾ و سپس فرمود: ﴿فِی ٱلۡإِنجِیلِ کَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡ‍َٔهُۥ﴾ یعنی دانه‌هایش، ﴿فَ‍َٔازَرَهُۥ﴾ یعنی: محکم نمود، ﴿فَٱسۡتَغۡلَظَ﴾ یعنی: آن را طولانی و قطور کرد، ﴿فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ یُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ﴾ یعنی: همه اصحاب پیامبر ج چنین هستند، او را یاری داده و پشتیبانی نموده‌اند. پیامبر با آنان، مانند درخت و باغ، با باغبان هستند تا کفار را خشمگین نمایند»

ابن جوزی می‌گوید:
«نزد جمهور، تمام اصحاب این گونه توصیف شده‌اند»

آیه‌ سوم:
﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِینَ ٱلَّذِینَ أُخۡرِجُواْ مِن دِیَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ یَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَیَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ ٨﴾ [الحشر: ۸].
«همچنین غنایم سهم فقرای مهاجرینی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‌اند، آن کسانی که فضل خدا و خشنودی او را می‌خواهند، و خدا و پیامبرش را یاری می‌دهند، اینان راستان و راستگویانند».
تا این آیه که:
﴿وَٱلَّذِینَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ یَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِینَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِیمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِی قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٞ رَّحِیمٌ ١٠﴾ [الحشر: ۱۰].
«کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند، می‌گویند: پروردگارا، ما را و برادران ما را که در ایمان‌آوردن بر ما پیشی گرفته‌اند، بیامرز وکینه‌ای نسبت به مؤمنان، در دل‌هایمان جای مده. پروردگارا، تو دارای رأفت و رحمت فراوانی هستی…».
خداوند در این آیات احوال و صفات مستحقین «فِیء» را بیان می‌کند که سه گروه هستند: گروه اول: ﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِینَ ٱلَّذِینَ﴾ گروه دوم: ﴿وَٱلَّذِینَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِیمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾ و گروه سوم: ﴿وَٱلَّذِینَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾.
چه قدر زیبا و بجا امام مالک از این آیه استنباط کرده و می‌فرماید:
«کسانی که اصحاب را دشنام می‌دهند از مال فِیء نصیبی ندارند چون شامل گروه سوم نمی‌شوند و نمی‌توان آنان را به این ویژگی توصیف کرد که می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِینَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ یَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِینَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِیمَٰنِ﴾ [الحشر: ۱۰]( ). همچنین، کسانى که بعد از آنها (بعد از مهاجرین و انصار) آمدند و مى‏گویند: «پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز».

سعد بن ابی وقاص مى‏گوید:
«مردم در سه منزلگاه قرار دارند، دو منزلگاه آن، گذشته است و یک منزلگاه آن، باقی مانده است. بهترین منزلگاهی که شما انتخاب خواهید کرد، همانی است که باقی مانده است سپس این آیه را خواند: ﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِینَ﴾ تا رسید به کلمه ﴿وَرِضۡوَٰنٗا﴾ و فرمود: اینها مهاجرین هستند که این منزلگاهی است که گذشته است، سپس فرمود: ﴿وَٱلَّذِینَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِیمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾ تا رسید به انتهای این آیه: ﴿وَلَوۡ کَانَ بِهِمۡ خَصَاصَهٞ﴾ و فرمود: این‌ها انصار هستند و این هم منزلگاهی است که گذشته است، سپس این آیه را خواند: ﴿وَٱلَّذِینَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾ تا رسید به ﴿رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٞ رَّحِیمٌ﴾، آن دو منزلگاه گذشته‌اند و این یکی باقی مانده است، یعنی بهترین منزلگاهی که شما الآن در آن هستید و می‌گوید: این که برای گذشتگان مؤمن خود طلب آمرزش و غفران نمائید»

عایشه رضی الله عنها می‌فرماید: امر شده بود که برای اصحاب پیامبر ج استغفار شود ولی آنان را سب و دشنام دادند

ابونعیم می‌‌گوید:
«بدتر از آن کسی که با خدا و رسولش مخالفت می‌ورزد و با گناه و معصیت پیش آنان برمی گردد کیست؟ مگر نمی‌بینید خداوند به پیامبرش ج دستور داده‌است که از یارانش در گذرد و برای ایشان طلب مغفرت نماید و آغوش مهربانی را به روی آنها باز کند؟ خداوند می‌فرمایند: ﴿وَلَوۡ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِکَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِی ٱلۡأَمۡرِ﴾ [آل‌عمران: ۱۵۹]. یعنی: «و اگر درشت خوی و سنگ دل بودی، از پیرامون تو پراکنده می‌شدند، پس از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن»، نیز می‌فرمایند: ¬﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَکَ لِمَنِ ٱتَّبَعَکَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٢١۵﴾ [الشعراء: ۲۱۵]. یعنی: «و بال (محبت و مودت) خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستران» پس هر کس آنان را دشنام دهد و تأویلات آنان و جنگ‌های‌شان را بد جلوه دهد، از اوامر و دستورات خداوند و همچنین از وصیت خداوند نسبت به اصحاب، عدول کرده‌است و در مورد پیامبر ج و اصحاب و مسلمانان، به جز به بدی و حرف‌های ناشایست، زبان نمی‌گشاید»

مجاهد از ابن عباس راویت کرده که:
«یاران محمد را دشنام ندهید چون خداوند دستور داده که برای ایشان طلب غفران نمایید در حالی که او می‌دانست که آنان با هم جنگ و دعوا خواهند نمود»

آیه‌ چهارم:
﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِیَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ ١٠٠﴾ [التوبه: ۱۰۰].
«پیشگامان نخستین، از مهاجرین و انصار و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت و آنها [نیز] از او خشنود شدند و باغ‌هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ».
در این آیه نیز استدلالی که مورد نظر است، کاملاً روشن و آشکار است.

ابن تیمیه می‌گوید:
«خداوند بدون هرگونه شرطی از سابقین راضی گشته ولی برای تابعین شرط احسان را در نظر گرفته است و از جمله تبعیت با احسان، این است که از آنان اظهار رضایت نموده و برای ایشان طلب مغفرت نمود»

آیه‌ پنجم:
﴿لَا یَسۡتَوِی مِنکُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِکَ أَعۡظَمُ دَرَجَهٗ مِّنَ ٱلَّذِینَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْۚ وَکُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾ [الحدید: ۱۰].
«کسانی از شما که پیش از فتح [مکه، به سپاه اسلام کمک کردند و از اموال خود] بخشیدند و [در راه خدا] جنگیدند، [با کسانى که پس از پیروزى انفاق کردند] برابر و یکسان نیستند، آنان درجه و مقامشان فراتر و برتر از درجه و مقام کسانی است که بعد از فتح [مکه، در راه اسلام] بذل و بخشش نمودند و جنگیدند … اما به هر حال، خداوند به همه وعده پاداش نیکو می‌دهد».
مجاهد و قتاده می‌گویند: «حُسنی در این آیه؛ یعنی بهشت»
و ابن حزم به طور قطع از این آیه استنباط می‌کند و می‌گوید:
«اصحاب همگی بهشتی هستند؛ چون خداوند فرموده: ﴿وَکُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾»

آیه‌ ششم:
﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِیِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُ فِی سَاعَهِ ٱلۡعُسۡرَهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَیۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِیمٞ ١١٧﴾ [التوبه: ۱۱۷].
«خداوند توبه‌ پیغمبر [نسبت به اجازه دادن منافقان به عدم شرکت در جهاد] و توبه‌ مهاجرین و انصار را پذیرفت. مهاجرین و انصاری که در روزگار سختی از پیغمبر ج پیروی کردند، بعد از آن که دل‌های دسته‌ای از آنان اندکی مانده بود که منحرف شود، باز هم خداوند توبه‌ آنان را پذیرفت، چرا که او بسیار رئوف و مهربان است».
و این در حالی است که تمام صحابه در غزوه‌ تبوک حضور داشتند، به غیر از آنان که عذر داشتند، مانند زنان و آنان که ناتوان مانده بودند، و توبه‌ آن سه نفر که تخلف کرده بودند بعداً پذیرفته شد و خداوند از آنان درگذشت.

*دلایل‌ عدالت صحابه در سنت پیامبر

حدیث اول:
ابوسعید روایت می‌کند که میان خالد بن ولید و عبدالرحمن بن عوف دعوایی ایجاد شده بود. خالد او را دشنام داد، پیامبر ج وقتی شنید فرمود:
«لاَ تَسُبُّوا أَحَدًا مِنْ أَصْحَابِی فَإِنَّ أَحَدَکُمْ لَوْ أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا مَا أَدْرَکَ مُدَّ أَحَدِهِمْ وَلاَ نَصِیفَهُ»
«هیچ کدام از أصحاب من را دشنام ندهید؛ زیرا اگر یکی از شما به اندازه کوه احد طلا انفاق کند، به اندازه‌ یک مشت آنان و حتی نصف آن هم نمی‌رسد».

ابن تیمیه در کتاب «الصارم المسلول» می‌گوید:
«…و همچنین امام احمد و غیره هم گفته‌اند هرکس با پیامبر ج یک سال و یا یک ماه یا یک روز مصاحبت نموده باشد و یا حتی در حالی که ایمان آورده، او را دیده باشد، جزء اصحاب پیامبر ج به حساب می‌آید و به همان اندازه که با ایشان بوده، درجه‌ مصاحبت خواهد داشت. اگر پرسیده شود چرا پیامبر ج خالد را نهی فرمود که اصحابش را دشنام دهد، در حالی که خودش هم جزء صحابه بود، در جواب می‌توان گفت: چون عبدالرحمن و نظایر او جزء سابقین اولین بودند و اینان کسانی بودند که وقتی خالد با آنان می‌جنگید، جزء یاران پیامبر ج بودند و قبل از فتح مکه، اموال و دارایی خویش را انفاق کردند و در راه خدا جنگیدند، و اینان درجه‌ بالاتری از افراد بعد خویش دارند، و دارای ویژگی‌هایی هستند که اصحاب بعد از آنها ندارند. پس پیامبر ج آنان را نهی فرمود که یاران نخستین خود را دشنام دهند، چه برسد به کسانی که اصلاً جزء تابعین هم نیستند و یا افراد بعدی»( ).

حدیث دوم:
پیامبر صلی الله علیه وسلم به عمر رضی الله عنه فرمود:
«وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ اللَّهَ اطَّلَعَ عَلَى مَنْ شَهِدَ بَدْرًا قَالَ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَکُمْ»( ). «چه می‌دانی؟ شاید خداوند به اهل بدر اطلاع داده که به دل‌هایشان آگاه است و فرموده هرچه می‌خواهید انجام دهید زیرا از گناهانتان در گذشتم».
گفته می‌شود که «اعملوا» برای تکریم است و منظور این است که اهل بدر، کاری نمی‌کنند که به خاطر آن بازخواست شوند.
ابن حجر عسقلانی در این مورد می‌گوید:
«یعنی اعمال اهل بدر هر چه باشد مورد عفو خداوند قرار می‌گیرد، مثل اینکه اصلاً واقع نشده است»
امام نووی نیز می‌گوید:
«علما گفته‌اند که معنی این حدیث این است که خداوند در آخرت، گناهان آنان را می‌بخشاید، وگرنه اگر یکی از آنان مرتکب گناهی شود که موجب حد باشد، در دنیا آن حد اجرا خواهد شد و عمر س حد را بر بعضی از آنان اقامه کرده است».
قدامه بن مظعون گفته است:
«پیامبر صلی الله علیه وسلم حد را بر مسطح اجرا نمود، در حالی که او از اهل بدر بود»
ابن القیمس می‌گوید:
«این خطاب نسبت به کسانی است که خداوند می‌دانسته که از دینشان دور نخواهند شد، بلکه بر دین اسلام خواهند مرد. آنان دچار گناهانی خواهند شد که دیگران مرتکب می‌شوند، ولی خداوند نمی‌گذارد که آنان بر این گناهان اصرار ورزند، بلکه آنان را موفق خواهد کرد که توبه کرده و از گناه خود پشیمان شده و طلب استغفار نمایند و نیز آنان را موفق خواهد کرد که کارهای نیک انجام داده تا گناهانشان را محو نماید. این که این ویژگی، خاص اهل بدر است، به این دلیل است که در مورد آنان تحقق پیدا کرده و مورد آمرزش قرار گرفته‌اند، و این مغایرتی ندارد با این که خودشان اسباب بخشایش را فراهم کنند. همان گونه که این ویژگی بدان معنی نیست که فرایض را ترک نمایند، چون اگر بدون انجام واجبات، به طور مستمر، چنین ویژگی برای آنان تحقق می‌یافت، دیگر نیازی به انجام نماز و روزه و حج و دیگر واجبات نداشتند و چنین چیزی هم محال است، والله اعلم»

حدیث سوم:
عمران بن حصین رضی الله عنه گفته است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:
«خَیْرُ أُمَّتِی قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ» . قَالَ عِمْرَانُ: فَلاَ أَدْرِی أَذَکَرَ بَعْدَ قَرْنِهِ قَرْنَیْنِ أَوْ ثَلاَثًا»( ). «بهترین مسلمانان امت من، کسانی هستند که در این قرن با من زندگی می‌کنند، سپس آنانی که بعد از این قرن می‌آیند». عمران می‌گوید: «نمی‌دانم آیا پیامبر ج بعد از قرن خویش دو قرن را گفت، یا سه قرن».

حدیث چهارم:
ابوموسی اشعری رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت کرده که فرمود: «النُّجُومُ أَمَنَهٌ لِلسَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ أَتَى السَّمَاءَ مَا تُوعَدُ وَأَنَا أَمَنَهٌ لأَصْحَابِی فَإِذَا ذَهَبْتُ أَتَى أَصْحَابِی مَا یُوعَدُونَ وَأَصْحَابِی أَمَنَهٌ لأُمَّتِی فَإِذَا ذَهَبَ أَصْحَابِی أَتَى أُمَّتِی مَا یُوعَدُونَ»( ). «ستارگان برای آسمان، امین و صبر هستند. وقتی که ستاره‌ها بروند آنچه به اهل آسمان وعده داده شده بر سرشان می‌آید و آن هم قیامت است و من امین امتم هستم. وقتی که من بروم، آنچه برای آنان وعده داده شده، خواهد آمد».
منظور از امرِ وعده داده شده، «فتنه» است، که از جمله آنها مرتد ‌شدن بسیارى از مسلمانان بعد از وفات رسول الله ج بود، ولى خداوند ابوبکر س را مأمور نموده بود تا در مقابل آنها بایستد و مانع شود. اصحاب پیامبر براى امت اسلام، امین هستند و وقتی که آنها بروند، آنچه برای ایشان وعده داده شده، بر سرشان خواهد آمد، و آن هم فتنه و ظلم و جور و باطل است.

حدیث پنجم:
عمر بن خطاب رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل کرده که فرمود:
« أَکْرِمُوا أَصْحَابِی، فَإِنَّهُمْ خِیَارُکُمْ»
و در روایتی دیگر چنین آمده: «احْفَظُونِی فِی أَصْحَابِی»
یاران من را مورد احترام قرار دهید، چون آنان [بهترین‌ها و] برگزیده‌های شما هستند.

حدیث ششم:
واثله به طور مرفوع از پیامبر ج نقل می‌کند که فرمود:
«لَا تَزَالُونَ بِخَیْرٍ مَا دَامَ فِیکُمْ مَنْ رَآنِی وَصَاحَبَنِی، وَاللَّهِ لَا تَزَالُونَ بِخَیْرٍ مَا دَامَ فِیکُمْ مَنْ رَأَى مَنْ رَآنِی وَصَاحَبَ مَنْ صَاحَبَنِی»«مدام بر خیر و نیکی خواهید ماند، تا زمانی که میان شما کسی باشد که من را دیده و با من مصاحبت نموده باشد. به خدا سوگند، مدام بر خیر خواهید بود تا زمانی که میان شما، کسی باشد که صحابی مرا دیده و با ایشان همنشین بوده، وجود داشته باشد».

حدیث هفتم:
انس رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که گفت:
«آیَهُ الإِیمَانِ حُبُّ الأَنْصَارِ، وَآیَهُ النِّفَاقِ بُغْضُ الأَنْصَارِ»( ). «نشانه‌‌ ایمان، دوستی با انصار، و نشانه‌ نفاق، کینه‌ورزی با آنان است».
در مورد انصار باز می‌فرماید:
«لا یُحِبُّهُمْ إِلا مُؤْمِنٌ، وَلا یُبْغِضُهُمْ إِلا مُنَافِقٌ»( ). «جز شخص مؤمن، کسی آنان را دوست ندارد و به جز منافق، نسبت به آنان بغض و کینه قرار ندارد»( ).

خلاصه‌ آنچه که گذشت
از آیات و احادیثی که در مورد مناقب صحابه ش ذکر کردیم نتیجه می‌گیریم که:
نخست: خداوند  ظاهر و باطن آنان را تزکیه نموده است. به عنوان مثال برای تزکیه ظاهرشان، می‌توان گفت که خداوند آنان را به بزرگ‌ترین اخلاقِ پسندیده توصیف کرده است، چنان که می‌فرماید:
﴿أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَیۡنَهُمۡ﴾ [الفتح: ۲۹].
«بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند».
﴿وَیَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ﴾ [الحشر: ۸].
«و خدا و پیامبرش را یارى مى‏کنند اینان همان مردم درست کردارند».
﴿وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمۡ حَاجَهٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَیُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ کَانَ بِهِمۡ خَصَاصَهٞ﴾ [الحشر: ۹].
«و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دل‌هایشان حسدى نمى‏یابند و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم] باشد».
اما باطن و درون آنان چیزی است که تنها مخصوص خداوند است و تنها اوست که بر دل ها و درون آنها آگاه می‌باشد و خداوند از صداقت و درستی باطن اصحاب خبر داده است، برای نمونه می‌گوید:
﴿فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَهَ عَلَیۡهِمۡ﴾ [الفتح: ۱۸].
«و آنچه در دل‌هایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد».
﴿یُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَیۡهِمۡ﴾ [الحشر: ۹].
«هر کس را که به سوى آنان کوچ کرده دوست دارند».
﴿یَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا﴾ [الفتح: ۲۹].
«فضل و خشنودى خدا را خواستارند».
و همچنین:
﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِیِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُ فِی سَاعَهِ ٱلۡعُسۡرَهِ﴾ [التوبه: ۱۱۷].
«به یقین خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروى کردند ببخشود».
خداوند  وقتی به صدق نیت و درستکاری آنان یقین پیدا کند، توبه‌ آنان را می‌پذیرد و توبه، یک عمل قلبی و درونی است که به جز خدا کسی بر آن آگاهی نمی‌یابد.
دوم: به سبب توفیقات الهی، به بزرگ‌ترین امور خیرِ ظاهری و باطنی، خداوند خبر می‌دهد که از آنان راضی گشته و توبه و انابه‌ آنان را پذیرفته و به همه‌ آنان وعده‌ حُسنی داده‌است.
سوم: به سبب تمام موارد بالا، خداوند به ما دستور داده که برای ایشان طلب استغفار نماییم، و پیامبر ج امر فرموده که آنان را تکریم و احترام کنیم، و حقوق آنان را رعایت کنیم، و به آنان محبت ورزیم، و ما را از نسبت دادن هرگونه بدی و دشنام و کینه‌ورزی به آنان بر حذر داشته، بلکه محبت و دوستی با آنان را از نشانه‌های ایمان برشمرده و کینه‌ورزی با آنان را از نشانه‌های نفاق دانسته است.

نویسنده : حمد بن عبد الله الوهیبی
ترجمه :اسحاق دبیری رحمه الله
برگرفته از کتاب دیدگاه اهلسنت درباره اصحاب

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

دکمه بازگشت به بالا
بستن